وکالت دادگستری  عقد وکالت از عقود معین وجائز است یعنی هریک از طرفین میتواند هروقت بخواهد عقدرا فسخ کند اگر فسخ از طرف وکیل باشد با استعفاء محقق میشود واگر فسخ از طرف موکل باشد باعزل وکیل انجام خواهدشد همچنین وکالت با فوت یاجنون وسفه هریک از طرفین باطل میشود . در وکالت دادگستری نه تنها کلیه شرایط عمومی عقد وکالت حاکم است بلکه وکیل دادگستری جهت پذیرش وکالت دعاوی دردادگاههای دادگستری باید پروانه                      وکالت دادگستری  از مراجع ذیربط رااخذ نموده باشد واگر دراین راستا شخصی تظاهر ودخالت درامر  وکالت دادگستری بنماید مشمول ماده ۵۵ قانون وکالت مصوب ۱۳۱۵ بااصلاحات بعدی آن خواهدبود واگر وجوهی بابت حق الوکاله اخذ نموده باشدطبق ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا واختلاس وکلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ آن شخص قابل تعقیب کیفری به جرم کلاهبرداری بوده ودرصورت قطعیت رای دادگاه محکوم به حبس وردمال وجزای نقدی معادل وجوهی که اخذ نموده  خواهد شد . نکات . ۱. چنانچه شخصی نتواند یانخواهد درمراجع دادگستری حاضرشود میتواند وکیل بگیرد واگر دراین راستا به ثالث وکالت محضری بدهد وکالت محضری دردادگاههای دادگستری پذیرفته نیست ووکیل محضری اگر حق توکیل داشته باشد وموضوع وکالت درسندرسمی کفایت اقدام وطرح دعوی ودفاع دردادگاه رابنماید وکیل محضری میتواند با وکالت مع الواسطه که دارد به وکیل دادگستری وکالت بدهد تا اقدامات را وکیل دادگستری پی گیری نماید . ۲. درامور حقوقی هریک از طرفین میتوانند تا حداکثر دو وکیل به دادگاه معرفی کنند لیکن درامورکیفری طرفین میتوانند درغیر جرائم درصلاحیت دادگاه کیفری یک حداکثر تادو وکیل را معرفی ودرصورت تعدد وکیل درامورکیفری حضور یک نفراز آنان درجلسه رسیدگی کافی است ودرجرائم درصلاحیت دادگاه کیفری یک طرفین حداکثر سه وکیل میتوانند به دادگاه معرفی کنندواستثنا درمورد  وکالت دادگستری دادگاهها دراینجاست که بعداز تشکیل جلسه رسیدگی دردادگاه کیفری یک استعفای وکیل تعیینی یا درخواست عزل از طرف موکل پذیرفته نمیشود ودرجرائم الف تا ت موضوع ماده ۳۰۲ قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ که درصلاحیت دادگاه انقلاب است بازهم طرفین حداکثر تا سه وکیل میتوانند معرفی کنند ولی درسایرموارد درصلاحیت دادگاه انقلاب  طرفین حداکثر تا دو وکیل میتوانند به دادگاه معرفی کنند.۳.  وکالت دادگستری  درمورد وکالتنامه های تنظیمی درایران وکیل میتواند ذیل وکالتنامه تایید وصحت امضا موکل را گواهی کند که موکل وکالتنامه را درحضور وی امضا نموده است ولی اگر وکالت در خارج ایران امضا شود باید امضا موکل توسط مامورین کنسولگری ایران تایید شود . ۴. اگر  وکالت دادگستری درجلسه دادرسی داده شود مراتب صورتجلسه شده وبه امضا موکل میرسد واگر موکل درزندان باشد رئیس زندان باید امضا موکل را تصدیق کند. ۵.  وکالت دادگستری  دردادگاهها شامل تمام اختیارات دادرسی است مگر موکل انرا استثنا کرده یاتوکیل دران خلاف شرع باشد لذا سوگند شهادت اقرار لعان وایلاء قابل توکیل نیست . ۵.  امور اعتراض به رای وتجدیدنظر وفرجامخواهی واعاده دادرسی وصلح وسازش وادعای جعل وانکار وتردید واسترداد سند وتعیین جاعل وارجاع دعوا به داوری وتعیین داور ووکالت درتوکیل وتعیین مصدق وکارشناس ودعوای خسارت واسترداددادخواست یادعوی ووصول محکوم به و صدور اجرائیه وجلب ثالث وورود ثالث ودعوای متقابل وادعای اعسار وقبول یارد سوگند باید دراختیارات وکیل دروکالتنامه قید شده باشد والا وکیل چنین اختیاری ندارد .۶ .  وکالت دادگستری  اگر موکل وکیل را عزل کندباید به دادگاه ووکیل معزول اطلاع دهد وعزل وکیل مانع دادرسی نیست . ۷. تازمانی که عزل به اطلاع وکیل نرسیده اقدامات وکیل درحق موکل موثراست ولی بعداطلاع دادگاه از عزل دیگر دادگاه اورا وکیل نخواهد شناخت . ۸. اگر وکیل استعفا را به دادگاه اعلام کند دادگاه به موکل اخطار میکند که شخصا یا وکیل دیگر معرفی کند ودادرسی تامراجعه موکل یامعرفی وکیل جدید حداکثریکماه متوقف میشود . ۹. وکیلی که دادخواست تقدیم کرده درصورت استعفا مکلف است آن رابه اطلاع موکل برساند وبعداز استعفای وکیل رفع نقص برعهده موکل است . ۱۰. درصورت فوت وکیل یاعزل وغیره اگر اخذتوضیحی لازم نباشد دادرسی به تاخیر نمی افتد ودرصورت نیاز به توضیح دادگاه به موکل اطلاع داده تا جهت توضیح دردادگاه شخصا یا توسط وکیل جدید حاضرشود . ۱۱.  وکالت دادگستری  وکلا مکلف به حضور درجلسه دادرسی هستند مگر به جهات عذر موجه مشمول ماده ۴۱ قانون آئین دادرسی مدنی که وکیل معذور موظف است عذرخودرا بادلایل به دادگاه برای جلسه محاکمه ارسال کند واگردادگاه عذررا موجه نداند مراتب را به مرجع صلاحیتدار برای تعقیب انتظامی وکیل اطلاع میدهد واگر عذررا موجه بداند جلسه را تجدید ومراتب وعلت تجدید جلسه را به موکل اطلاع خواهددادولی جلسه بعد حتی باعذر موجه وکیل تجدید نخواهد شد . ۱۲. در  وکالت دادگستری اگر وکیل همزمان دردویا چنددادگاه دعوت شود باید درجلسه دادگاه کیفری حاضرشود وبه دادگاههای دیگر لایحه ارسال کند یادرصورت حق توکیل وکیل دیگر معرفی کند واگر هردو دعوی حقوقی باشد باید دردادگاه دعوایی که ابلاغ آن زودتر انجام شده  حاضر وبه دیگری لایحه ارسال کند. ۱۳. در  وکالت دادگستری  اگر هردووکیل دردعوای حقوقی حق اقدام منفرد نداشته باشند ارسال لایحه ازسوی یکی وحضوردیگری یا ارسال لایحه از سوی هردو برای رسیدگی دادگاه کافیست ولی اگر وکیل غایب لایحه ارسال نکند دادگاه به اظهارات وکیل حاضرنیزتوجهی نمیکند . ۱۴. اگر در  وکالت دادگستری  وکیل حق تجدیدنظرخواهی نداشته باشد ابلاغ دادنامه باید قانونا به موکل انجام شود زیرا ابلاغ به وکیل دراین حالت اعتباری نداردوبرعکس اگر وکیل حق اعتراض وتجدیدنظر درمرحله بالاتر رادارد کلیه آرا باید به وکیل  ابلاغ شود ومبدا مهلت اعتراض ازروز ابلاغ به وکیل محسوب خواهدشد اما اگر وکیل بعدابلاغ رای وقبل انقضای مهلت تجدیدنظر فوت کند ابتدای مهلت اعتراض از روز ابلاغ به موکل محسوب است .۱۵. وکیل حق وکالت درشعبه ایی که تادرجه سوم ازطبقه دوم باقاضی دادگاه قرابت نسبی یا سببی دارد راندارد وقاضی نیز نباید اورا بعنوان وکیل بپذیرد ولی این امر از جهات رد دادرس نبوده ولی  وکالت دادگستری  وکیل درآن شعبه پذیرفته نمیشود .